22/08/2026
حسیب قوای مرکز؛ قهرمان یا شخصیتی نیازمند نقد؟
پس از کشتهشدن حسیب پنجشیری مشهور به «حسیب قوای مرکز»، شاهد موجی از قهرمانسازی و ستایش از او هستیم. مرگ یک انسان، بدون شک دردناک است و خانواده و نزدیکانش حق دارند سوگوار باشند؛ اما مرگ، کارنامه یک انسان را از نقد معاف نمیکند.
سؤال من از کسانی که او را «قهرمان» مینامند این است:
قهرمان را با چه معیاری تعریف میکنیم؟
آیا داشتن سلاح، حضور در جنگ و کشتهشدن در میدان نبرد بهتنهایی برای قهرمان شدن کافی است؟
پیش از پیوستن او به جبهه مقاومت، وزارت داخله حکومت پیشین او را به اتهام جرایم سازمانیافته، مردمآزاری و فعالیتهای خلاف نظم و امنیت عامه تحت تعقیب قرار داده بود. این موضوع در گزارشهای پژواک نیز ثبت شده است.
البته اتهام، حکم قطعی دادگاه نیست؛ اما همین سابقه نشان میدهد که نمیتوان تمام گذشته یک فرد را پاک کرد و فقط با تکیه بر مرگ او، یک تصویر کاملاً قهرمانانه ساخت.
اگر کسی واقعاً قهرمان است، اجازه بدهید تمام کارنامهاش روی میز باشد؛ هم نقاط مثبت، هم اشتباهات، هم اتهامات و هم خدمات احتمالی او.
من با توهین به حسیب قوای مرکز موافق نیستم؛ اما با قهرمانسازی بدون نقد هم موافق نیستم.
جامعهای که مردگان خود را مقدس و غیرقابل نقد میکند، از تاریخ چیزی یاد نمیگیرد.
قهرمان واقعی کسی است که جان و توان خود را در راه مردم، عدالت، آزادی و ساختن آینده بهتر به کار بگیرد؛ نه صرفاً کسی که در جنگ کشته شود.
بیایید به جای شعار، یک سؤال ساده بپرسیم:
اگر حسیب قوای مرکز قهرمان بود، دقیقاً کدام کارنامه و کدام خدمت او را قهرمان میسازد؟
پاسخ این سؤال را باید با سند و منطق داد، نه با احساسات.