Haji noori

Haji noori Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from Haji noori, Grocers, شیراز, Tehran.

09/10/2025

🥰🥰بهتیرن

سختی هایی که الان تحمل میکنیموفقیتهای فردای تو هستن‌🌾*Hasrat 💔*
16/05/2025

سختی هایی که الان تحمل میکنی
موفقیتهای فردای تو هستن‌🌾

*Hasrat 💔*

*دختر زیبا که عروس جن ها شد**نویسنده: پروانه شبنم**قسمت اول**ناشر: رئیس حسرت 💔*بسم الله الرحمن الرحیمپدر کلانم وقتی ۲۰ س...
18/04/2025

*دختر زیبا که عروس جن ها شد*
*نویسنده: پروانه شبنم*
*قسمت اول*
*ناشر: رئیس حسرت 💔*
بسم الله الرحمن الرحیم

پدر کلانم وقتی ۲۰ ساله بود در یکی از قریه هایی که نو درست شده بود،کارگر معدن ذغال سنگ بود.وقتی اولین معاشش را گرفت خانواده اش تصمیم گرفتن تا او را داماد بسازند .اما چون چهره بدرنگ و زشتی داشت و قدوبالای بلند و بزرگی داشت که به دیو شباهت داشت،از در و همسایه کسی برایش زن نمیداد.تصمیم گرفتن از مردمی که در خیمه ها زندگی میکردن برایش زن بگیرن.پلان بر این شد که مادرش همراه عمه پدرکلانم به محلی که آشناهایشان در خیمه های مهاجرها بودند،برون و یک دختر را پسند کنن.رفتن و یک دختر ۹ ساله که چهره ای ساده داشت را خوش کردن.همه پلان ها گذاشته شد و به ده بازگشتن.
بعد از خرید حلقه نامزدی وتکه پارچه ها و چیزهایی که در زمان خودشان عرف بوده را گرفتن و به همراه داماد دوباره بازگشتن به خیمه آشنای خود و یک ملا را هم همراه خودشان بردن تا نکاح کنن.اما وقتی عروس به محفل شیرینی خوری پدرکلان مرا می بیند فرار میکند ولی مردها به زور عروس را میگیرین و می آورن کنار داماد می نشانن.
بعد از شیرینی خوری و نکاح عروس را به همراه خودشان به ده می آورن و بعد از چند روز عروسی ساده ای را میگیرن که فقط اقوام خودشان و دروهمسایه را دعوت میکنن.مادر پدر کلانم دلش برای دخترک میسوزد و به پدرکلانم اجازه نمیدهد که تا زمان جوان شدن دخترک ،همراه پدر کلانم نزدیکی کند.وقتی به سن ۱۳ سالگی رسید در اولین نزدیکی اش همراه پدر کلانم،باردار شد.بعد از یک مدت پدرکلانم تمام معاش خودش را جمع میکند و یک خانه کاهگلی را برای خودش میگیرد.
خانه ای که از راهرو خورد شروع میشود و به داخل حویلی میرسد و دورتا دور اتاق درست میکنن.مادر کلانم به همان سن کم شده بود خانم آن خانه ی به آن بزرگی و همیشه با پدر کلانم مثل رئیسش گپ میزد و از او میترسید و زمان هایی که تنها بود گریه میکرد که چرا دست تقدیر او را زن چنین مرد بدرنگی کرده است.همیشه میگفت ای خداا کاش زن جن های سیاه و بدرنگ میشدم اما زن این مرد نمیشدم.
پدرکلانم مرد ساده و خوش قلبی بود و از زندگی فقط کار کردن و همخوابی با زنش را یاد داشت.روزگار به همین منوال میگذشت و دیگه چهره پدرکلانم برای مادر کلانم کم کم عادی شده بود .
مادر کلانم در ۱۶ سالگی ۲تا پسر داشت و بعد از هرزایمان با فاصله

17/04/2025

Address

شیراز
Tehran

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Haji noori posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Share

Category